انگار
که از آسمان پرت شدم!
باور نمی کنم
این همه رود
گریسته باشم!
راستی...
من چند سالم است؟!
شانه هایم را
به افق می سپارم ...
حتما ً پرنده های دور دست
از خورشید
ترانه ای ساخته اند!
دستی در آینه می برم
و مشتی آب
به صورتم می پاشم –
بهار
نزدیک است!
RSS